جشنواره وب ایران

سایت trailers.ir به جمع ۵ سایت اول ایرانی در زمینه سینما و فیلم چهارمین جشنواره وب ایران راه یافت.
امسال تارلاگ را به دلیل اینکه نسخه جدید اون به دلایلی از قبیل مشکلات کمبود زمان و ... تکمیل نشده است، در این جشنواره هم ثبت نام نکردیم.
 پیاده سازی نسخه جدید تارلاگ هم اکنون ۷۰ درصد پیشرفت داشته است که مابقی هم امسال تکمیل خواهد شد.
 با این ارتقای نسخه انتظار می رود تارلاگ یکی از شانس های اصلی برنده شدن در گروه سرویس دهنده های وبلاگ دوره بعد جشنواره وب ایران را خواهد داشت.



Trailers.ir

پایگاه تریلر فیلم های ایرانی هم به عنوان عضو کوچکی از مجموعه سرویس های اینترنتی ما راه اندازی شد.
در این سیستم امکان جستجو و مرور فیلم ها بر حسب حروف الفبا، ژانر فیلم
ها ، سال اکران، کارگردان و جستجوی فیلم ها از طریق کلیدواژه های مرتبط  پیاده سازی شده است.
مشاهده تریلرها، آلبوم تصاویر فیلم، مشخصات کامل فیلم، امکان درج امتیاز برای فیلم ها و ... از امکانات این سرویس می باشد.

--
پی نوشت:
افتتاح سایت تریلر بازتاب خوبی بین سایت های خبری و فناوری داشته! و یکی از آشنایان هم خبر دادند که در روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ ۳۱ خرداد معرفی شده است.
با این حساب تصمیم گرفته شد زمان بیشتری برای کار روی این سایت و تکمیل اون گذاشته شود.

و من این بار دوست دارم دهه ی نودی باشم

این بار دوست دارم دهه ی نودی باشم.
دوران دبیرستان یک دبیر ادبیات داشتیم؛ زمان عید بود (نمی دونم سال چند!) همه بهشون تبریک می گفتن ولی ایشون با یه لحن آرامی که داشتن در جواب می گفتن یک سال پیرتر شدن که اینهمه خوشحالی نداره!
حالا من هم سال جدید رو به همه تبریک و تسلیت! می گم ....

به هرحال دهه ی هشتاد رو با همه خدماتش بدرود گفتیم ... امسال تصمیمات بزرگی رو می خواهم عملی کنم و دهه ی جدید رو متفاوت آغاز خواهم کرد.
در رشته ی خودم یعنی فناوری اطلاعات برنامه ریزی هایی کردم و شرکت تجاری که مدت هاست انتظارش را می کشم امسال افتتاح خواهیم کرد با کلی محصول و سرویس اینترنتی بزرگ که در آینده معرفی خواهند شد. این مدتی هم که بر روی تارلاگ کم کاری صورت گرفته و نتوانستم نسخه جدید رو انتشار بدهم، مشغول همین کارهای مرتبط دیگر بودم و هستم. (نا گفته نماند برای نسخه جدید آنقدر طرح و ایده چیده ام که نسخه فعلی از چشم خودم افتاده است!)

علاوه بر مسائل فناوری در زمینه دیگری هم اتفاقاتی خواهد افتاد یعنی در حال مطالعه و کار همزمان می باشد که این شاید سال آینده نتیجه خواهد داد. این هم برای فرار از یکنواختی کار و همینطور ظهور استعدادهای خفته! عالی خواهد بود. بین همه حرفه های دنیا اول عاشق برنامه نویسی و دوم به تصویر درآوردن همه ی تخیلات و حرف های خودم هستم! که به یکی رسیده ام و دومی (یعنی فیلم سازی مستند و سینما) رو هم به عنوان کار دوم می خواهم تا دیر نشده ادامه بدم.

ضمنا از اینکه مدت زیادی هست مطلبی ننوشته ام از دوستانی که به اینجا سر می زده اند عذرخواهی می کنم و باید بگم چندین مطلب نوشته ام (در موضوعات مختلفی) ولی انتشار نیافته اند. بعضی ها را بی خیال شده ام و پاک کرده ام و بعضی ها را هم شاید منتشر کردم ...
علاوه بر سیستمی که به عنوان یکی از محصولاتمان پس از افتتاح شرکت ارائه خواهیم داد و فعلا چیزی در موردش گفته نخواهد شد، یک وبسایت جدید هم کار کرده ام که در مطالب آینده معرفی خواهم کرد.

----
پی نوشت:
امسال رو مجبور شدم تا در شرکتی برای مدت یک سال استخدام باشم، ولی سال آینده اگر خدا بخواهد شرکت مستقل برپا خواهد شد.

اعتقاد

وقتی می شنوی کسی آنسوی دنیا به خودش اجازه بی احترامی به کتاب آسمانی ات قرآن را می دهد، شاید کمی دلت را آزرده کند ... ولی خوب که بیاندیشی عجز و ناتوانی مخالفانش را خوب حس می کنی ... با آتش زدن چند تکه کاغذ ... شاید هم واقعا افراد بی اطلاعی از قرآن هستند و ...
قرآن با این کارها نسوخت و نمی سوزد، اما افسوس هر روز دل قرآن از خود ما به درد می آید. مایی که اسم مسلمان بر خودمان گذاشته ایم و تمام اعمالمان هر روز قرآن سوزی است.

وقتی توی جامعه با افراد مختلف نشست و برخاست می کنم و با روحیات و اعتقادات افراد روبرو می شوم و حتی در اینترنت با افراد مختلفی از رگه های گوناگون دینی و مذهبی! هم صحبت شده ام (چون علاقه داشتم اعتقادات افراد رو بدون هیچ تاثیر رسانه ای و تبلیغاتی و ... از زبان خودشان بشنونم)، در همه آنها رد پایی از تعصب (تعصب به گذشتگان و پدران، ملیت، نژاد، غرب و شرق و حتی تعصب بی مورد به نواندیشی و آزادی) به چشم می خورد تا وقتی با سخن منطقی روبرو شوند به راحتی از کنارش بگذرند.

همینطور در همین جامعه مسلمان که در متن اون زندگی می کنم افرادی هستند که برحسب میل و علاقه خود به تفاسیر مختلفی از دین عادت کرده اند، یعنی قسمتی از آن را که مطابق عادت، رفتار دوستان، موقعیت شغلی! و ... خودشان هست، پایبند هستند ولی بخش دیگرش رو جزو دین نمی دانند و همین موضوع باعث شده تیپ ها و منش های مذهبی خاصی! که به نظرم میشه اسم فرقه! هم روی آنها گذاشت ، بوجود بیاید ...

دسته عمده دیگری هم هستند که فقط بر طبق دیده ها و شنیده های محیط خود و ادعاهای دیگران (بدون اینکه این اطلاعات ورودی رو تو مغزشون پردازش کنند و کمی فسفر بسوزانند!) اندر پیچ و خم راهی شده اند. این افراد هم اعتقادات خودشون رو جزو موضوعات بدیهی می دونند و به هیچ وجه امکان پذیرش سخن دیگری مخالف این اعتقادات وجود ندارد.

اگر پذیرش هر اعتقادی که رفتار ما و راه زندگی ما رو تشکیل می دهند، از یک ذهن آزاد و عاقل (بدون تعصب به آزادی و دین گریزی و نواندیشی و همینطور بدون تعصب به افکار بدون پایه و کهنه و ..) گذشته باشند، هم اعتقادات و ایمان بنیه ی قوی خواهد داشت و به این سادگی ها از پا در نخواهد آمد! و هم عرصه برای ادیان تحریف شده یا ساختگی و همینطور تندرو ها و کم رو ها و ... تنگ خواهد بود.
در ضمن منظور از پذیرش عقلی یک اعتقاد این است که با علم و منطق متضاد نباشد وگرنه ممکنه در مواردی عقل موضوعی رو به رسمیت نشناسه ولی دلیل درستی هم برای رد اون نداشته باشه، که تو این موارد هم به نظرم از اونجایی که علم انسان کامل نیست، نباید همینطوری برای راحتی خودمون! نادیده گرفته بشن، و این هم به نظرم انتخاب راه درست نخواهد بود!

این بود انشای من!!!

خلاقیت و ایده ها

خلاقیت تا چه حد میتونه برای شما جذاب باشه؟ خلاقیت تو کارها و تخصص خودتون!
یکی از دلایل علاقه و انتخاب رشته ی تحصیلی فعلی من هم همین قابلیت و البته لذت نوآوری و ایده آفرینی! بالای این رشته برای من بود ...

(ادامه مطلب)

وب ایرانی!

احتمالا با دیدن عنوان این مطلب پی به موضوع برده اید، وقتی نام ایرانی به دنبال هر محصولی در هر حوزه ای گذاشته شود، باید دنبال نوعی نقص و بی کیفیتی و ... بود و همیشه می شود بوی تفاوت را به خوبی استشمام کرد!
بعضی مواقع کمی غرور و حس میهن پرستی اجازه برخی گله و شکایت ها رو به آدم نمیده، گرچه گاهی هم باید همینگونه باشد! و خود من همیشه محصولات حتی بی کیفیت ایرانی را به نوع بیگانه آن ترجیح می دهم، چون اعتقاد دارم اگر اینچنین نباشد نباید هم انتظار پیشرفتی داشته باشیم.

موضوع اصلی این مطلب هم وب ایرانی هست که به نظرم جا داره تعریفی هم در باب فضائل این نوع از وب داشته باشیم.

اگر کمی در وب غیر ایرانی گردشی کنید، حتما برای هر رشته ای از علم هزاران وبسایت جالب و هزاران سرویس موفق خواهید یافت ولی در نقطه ی مقابلش در کشور ما هزاران وبسایت و وبلاگ دانلود نرم افزار و فیلم و موسیقی و همین طور هزاران فروم دیگر برای تشریح و پرسش و پاسخ اندر احوالات نحوه نصب و فعال سازی و Crack این نرم افزارها خواهید یافت! و میلیون ها پایگاه اینترنتی مفید! دیگر ...

حالا از محتوا که بگذریم باید نگاهی هم به خود ساختار وب ایرانی بیاندازیم!
به جرات می تونم بگم در حال حاضر ۷۰ - ۸۰ درصد وبسایت های ایرانی از CMS ها و فروم ها و سایر سیستم های آماده تشکیل شده است.
خیلی جالبه که وقتی وبسایتی با موضوع کمی متفاوتی هم ظهور می کنه، بعد مدت کوتاهی همه جا پر میشه از اسکریپت رایگان! این وبسایت (البته گاهی واقعا رایگان و گاهی فقط برای ایرانیان رایگان!) و ده ها و صدها نسخه کپی برداری شده اش که احتمالا هم همان اسکریپت آماده ای هست که این وبسایت نوآور ما ازش استفاده کردند و یک مخ دیگری هم گشته و بین وبسایت های خارجی کشف فرموده اند و در نهایت عمل طاقت فرسای ترجمه قالب رو انجام داده اند و اکثرا هم محصول غیر رایگانی را بدون پرداخت هیچ هزینه ای تصاحب فرموده اند ...
نکته قابل توجه اینجا همون آماده بودن اسکریپت این وبسایت ها هست و هرکسی میتونه به راحتی و در عرض چند ساعت صاحب ده ها سرویس اینترنتی شود بدون پرداخت هیچ هزینه ای و هیچ دانشی!
این هم از نکات مثبت کشور ماست ...
(اگر باز بخوام از کپی رایت هم حرفی به میان بیارم، باید با تعجب ها و گاها تمسخرهای برخی عزیزان مواجه بشم! پس حالا زیاد وارد این موضوع نمی شم، چون برای ملت مسلمان ما دزدی مثل آب خوردن می مونه و خیلی خوب میتونن خودشون رو به اون راه بزنن و خیلی راحت می تونند فرق بین دزدی و استفاده غیر قانونی از دست رنج دیگری رو بیان کنند.)

چه کلاه ها هم که سر بعضی افراد بی اطلاع گذاشته نمی شود! و برای نصب همین سرویس هایی که برایشان هیچ خرجی نداشته است، هزارها و حتی گاهی میلیون ها تومان به جیب می زنند!

حالا با این وضعیت (که زیاد حوصله ی توضیح مفصل هم در موردش ندارم)، وب ایرانی به کدام سمت حرکت می کنه، قضاوتش با شما ...
گرچه همیشه عرصه برای کسانی که بخواهند کارهای نو و قابل پذیرش جهانی داشته باشند، باز خواهد بود.

فقط تا یادم نرفته یادآوری کنم که اکنون اسکریپت رایگان جستجوگر گوگل رو می تونید از انجمن برنامه نویسان ...آباد دانلود کنید! تنها به این نکته توجه کنید که برای دانلود باید روی لینک راست کلیک کرده و گزینه save as رو برگزینید!

بهره ی هوشی ماورای عالم خاکی!

چند روز قبل تو یه وبلاگی دوتا تست هوش(یکی تست هوش ماهی انیشتین و یک تست ریاضی) دیدم و از سر کنجکاوی خواستم بهشون جواب بدم و مثلا خودم رو محکی بزنم که البته هر دو رو حل کردم!
از روی علاقه و هم به خاطر فرار از درس های این چند روزه! دنبال چندتا دیگه از این تست های هوش تو اینترنت گشتم که این رو پیدا کردم. تو این آزمون ۲۷ تا سوال میپرسه و بعد برحسب نتیجه اون، بهره ی هوشی تان را تخمین میزنه که برای من شد ۱۸۵ و در توضیحش نوشته شده بود "بهره ی هوشی ماورای عالم خاکی!!!" که برام خیلی جالب بود.
البته فکر نمی کنم صاحب چنین هوشی بوده باشم! ولی خوب کمی به خودم امیدوار شدم.

فقط خیلی کم مشکل داشتیم، باید از این پس مواظب موجودات فرازمینی هم باشیم.


بوف کور




بعد از مدت ها که خیلی هوس کرده بودم، بالاخره رمان بوف کور صادق هدایت رو میخونم. گرچه هنوز نصفش رو خوندم ولی تا اینجا هم برام خیلی دلچسب بوده، البته اگه امتحانات پایان ترم که معمولا بد موقعی سر و کلشون پیدا میشه اجازه بدهند !

دو برنامه نویس ...

شاید براتون جالب باشه بدونید من و برادرم هر دو برنامه نویس هستیم!
البته فکر نکنم این چیزی ارثی بوده باشه! چون بین آشناها همه نوع تخصصی داریم به جز برنامه نویسی. اگه دنبال ریشه این موضوع بگردیم شاید باید برگردیم به زمان کودکی که اون موقع هم به این نوع مسائل علاقه خاصی داشتیم، عاشق وسایل پیشرفته الکترونیکی بودیم و ذهنی هم بسیار تخیلی داشتیم ...
 تا اینکه می رسیم به زمان آشنا شدنمون با دستگاهی به نام کامپیوتر... اون موقع ها زمانی بود که ماجرای کامپیوتر تازه تو ایران راه افتاده بود و البته یکی از آشناهای نزدیک ما هم یکی شو داشتند و ما هم شیفته ی کامپیوتر ...
بعد از مدتی یعنی زمانی که تازه دبیرستانی بودیم به بهانه های گوناگونی بالاخره صاحب یه کامپیوتر شده بودیم و زمان کوتاهی هم نگذشته بود که اولین تولید مشترکمون رو که یه نرم افزار چند رسانه ای بود (و نسبت به نرم افزارهای مشابه اون تو بازار چیزی کم نداشت و شاید هم بهتر بود) رو ساخته بودیم.
یادش به خیر که چه آرزوهایی داشتیم اونم از نوع آرزوهای دوره ی نوجوانی! اون موقع نرم افزارمون رو پیش یه پخش کننده معتبر هم برده بودیم و پذیرفته بود که از ما بخردش ولی مسائلی پیش اومد که هیچ وقت نرم افزارمون وارد بازار نشد! ولی ما هم هیچ وقت نا امید نشدیم و تو اندیشه خودمون به فکر محصولات بزرگتر بودیم.
زمان انتخاب واحد دانشگاه هم که سررسید تنها رشته ای که رو برگه انتخاب واحد هر دومون دیده می شد (البته با دو سال فاصله) فقط رشته های IT و نرم افزار بود و بس! و اصلا بحث خود دانشگاه برامون مطرح نبود و این شد که هر دو مون هم از همون  رشته IT دانشگاه پیام نور قبول شدیم و الان هم برنامه نویسی وب کار می کنیم ولی جدا از هم!
زمانی که اولین وبسایت خودمون رو کار می کردیم، سعید مشغول خوندن برای کنکور بود و بعد از اون هم باز با هم کار می کردیم تا اولین وبسایتمون رفت روی خط! اما بعد ها به دلیل برخی اختلاف سلیقه ها تصمیم گرفتیم هر کدوم تنها کار کنیم و این شد که نسبتا راهمون از هم جدا شد.
تو این مدت هم تابحال من تارلاگ رو نوشتم و سعید هم رو وبسایتهای خودش کار میکنه، تا ببینیم در آینده شاید یکی شدیم و شاید هم نه!

یک لیوان چای داغ!

بالاخره تارلاگ هم به جمع بلاگ سرویس های ایرانی پیوست و پس از مدت ها گریه و زاری! نسبتا آماده استفاده و آزمایش از طرف بلاگ نویسان شد.
ساخت تارلاگ با خاطرات تلخ و شیرین و البته نتیجه گیری های خاصی در مواردی هم همراه بوده که بهشون خواهم پرداخت.
داستان تارلاگ سال قبل کلید خورده بود ولی به دلایلی روی اون کار نمی کردم، البته گهگاهی روی تجزیه و تحلیل امکانات و بخش های اون وقت میگذاشتم ولی چندان کار جدی صورت نمی گرفت و شاید اگه جمع بزنم میشه دو هفته کار مفید!
تا اینکه اوایل مرداد ماه امسال کمی جدی تر شروع به کار کردم و اوج فعالیت من هم برمیگرده به ماه رمضان امسال که با نیروی فوق العاده ای کدنویسی می کردم! و بعد از اون هم تقریبا کارا رو غلتک افتاده بود و تا اینکه می رسیم به حالا که از نظر خودم نصف اون چیزی که تو ذهنم بود رو با موفقیت پیاده سازی کردم و باقی اون هم طی مدتی طراحی و به سیستم اضافه خواهد شد.
البته به دلیل مسائل مالی که فکر می کنم اکثر افرادی که موقعیت بنده رو دارند هم بهش مبتلا هستند (و نبود هیچگونه پشتیبانی از هیچ جایی!)، امکان فراهم کردن امکانات سخت افزاری بالا وجود نداشت و تارلاگ مجبور شد تا با حداقل ها شروع به کار بکنه و ارتقای امکانات اون هم به آینده و زمان افزایش کاربران سایت موکول بشه.

همونطور که گفتم طی ساخت تارلاگ مسائل مثبت و منفی متعددی وجود داشت. یکی از مواردی هم که میتونم در این رابطه بهش اشاره بکنم مساله افزایش قارچ گونه! سرویسهای وبلاگ ایرانی (مثلا ایرانی) هست که گهگاهی باعث می شد اون شور و شوق کار روی سرویس وبلاگ رو ازم بگیره ولی با دیدن اون سرویس (که حالا نمیخوام ازشون اسم ببرم) و اینکه باز هم از سرویسهای آماده استفاده شده و تنها زحمتی که کشیده شده نصب یک سیستم آماده و چند تا کپی کاری دیگه ای بیش نیست! به کار خودم ادامه می دادم.

ولی حالا شاید بعضی ها بگن چرا سرویس وبلاگ؟ و اینکه کار زیاد جدیدی هم نیست ...
خوب به نظر من هم همینطوره ولی مواردی وجود داشت که من رو مصمم کرد چنین سرویسی رو طراحی و راه اندازی کنم.
به نظر من امروزه با کاسته شدن از تعداد وبلاگهای کم محتوا و در مواردی هم نمایشی (یعنی اینکه منم وبلاگ دارم!) و افزایش تعداد وبلاگ های حرفه ای و شناخته تر شدن این پدیده در بین ایرانی ها و شور و شوق خاصی که در وبلاگستان ایرانی وجود دارد که این هم از تعداد اخبار و مسابقات و ... وبلاگی کاملا مشهود هست، هر تعداد سرویس وبلاگی که بخواد بوجود بیاد باز هم کم خواهد بود!
گذشته از این مسائل به نظرم وبلاگ جزو پدیده هایی هست که تاریخ انقضا نخواهد داشت چون وبلاگ یعنی انتشار افکار یک انسان که قابل مشاهده برای سایر افراد سراسر کره خاکی باشد و فکر نکنم در هیچ دوره ای از تاریخ این موضوع بی استفاده و منقضی گردد،
فقط ممکن است تغییراتی در اون ایجاد بشه که تارلاگ هم همگام با اون تغییرات پیش خواهد رفت!
همچنین در طراحی تارلاگ به معرفی نوآوری های خاصی هم اندیشیده شده است که در آینده ارائه خواهند شد و در هیچ سرویسی هم نمی توانید بیابیدشان!
و تارلاگ خودش رو برای رقابت با بزرگان آماده میکنه!

حالا به غیر از جنبه های فنی کار مسائل دیگری هم مربوط به پیشنهاد همکاری از طرف بعضی آشنایان که به دلیل اینکه به نظرم زیاد عادلانه نبود، قبول نکردم و پیشنهاد خودم رو دادم که به دنبال اون حرف هایی پست سر بنده نوشتند که من رو نسبت به بعضی افرادی که بیشتر از اینها ازشون انتظار داشتم، دلگیر کرد.
نمی دونم شاید اینطور هم نبوده باشه و چون من انتظار زیادی از ایشون داشتم و شاید بتونم بگم بین آشنایان بیشتر از همه به ایشون احترام قائل بودم و انتظار چنین رفتاری رو از ایشون نداشتم، در نظرم بزرگ جلوه داده است.

در آخر هم باید یادآوری بکنم که این سرویس هنوز مراحل آزمایشی و تکاملی خودش رو طی می کنه و ممکنه با خطاهای متعددی هم مواجه بشین و از همه کاربران هم میخوام در صورت مشاهده هرگونه باگ و خطا و همچنین طراحی نامناسب و ... حتما به بنده گزارش بدهند تا تصحیح بشه.


توضیحی هم در مورد وبلاگ های بخش مدیریتی تارلاگ بدم اینکه وبلاگ حاضر، حاوی مطالب شخصی من خواهد بود و وبلاگ دیگری هم به آدرس admin.tarlog.com حاوی اطلاعیه ها و مطالب مربوط به تارلاگ و محل ارتباط با کاربران خواهد بود.